ابوشعبهلغتنامه دهخداابوشعبه . [ اَ ش ُ ب َ ] (اِخ ) مفضل بن نوح محدّث است وزیدبن حباب از او روایت کند.
ابوشعبهلغتنامه دهخداابوشعبه . [ اَ ش ُ ب َ ] (اِخ ) مفضل بن یونس . محدّث است و عمروبن علی از او روایت کند.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق