ابوجهللغتنامه دهخداابوجهل . [ اَ ج َ ] (اِخ ) کنیت اسلامی عمروبن هشام بن مغیره ٔ مخزومی . و بزمان جاهلیت کنیت او ابوالحکم و معروف به ابن الحنظلیه بود. او با رسول اکرم و دین مسلمان
ابوجهللغتنامه دهخداابوجهل . [ اَ ج َ ] (ع اِ مرکب ) نمر.(المزهر). پلنگ . ابوالابرَد. ابوجذامه . ابوالحریش .
ابوهلاللغتنامه دهخداابوهلال . [ اَ هَِ ] (اِخ ) الدیحوری . یکی از رؤسای مانویه در خلافت ابی جعفر منصور و او مقالصه را ببازگشت بطریقه ٔ اصلیه ٔ مانویه داشت .