ازغلغتنامه دهخداازغ . [ اَ] (اِ) آنچه از شاخهای درخت ببرند و پیرایش دهند. (برهان ). آنچه ببرند از شاخه های درخت انگور. (مجمع الفرس سروری ). جُلمه . (برهان ) (مجمع الفرس ). شاخه
ازغچلغتنامه دهخداازغچ . [ اَ غ ِ ] (اِ) اَزْغِج . گیاهی است که بر درخت پیچد و آنرا بعربی عشقه خوانند.(برهان ). پیچک . ازغنج . (رشیدی ). فرغند : نهال قد من از عشق زرد شد آری درخت
وازغلغتنامه دهخداوازغ . [ زَ ] (اِ) شاخه های بریده شده از خرمابن . (ناظم الاطباء). آنچه از درخت خرما ببرند. (برهان ). واژغ . داربست و چفته . (ناظم الاطباء). مصحف واژغ و وارغ است
ازغفرهنگ انتشارات معین( اَ ) [ په . ] (اِ.) 1 - شاخه هایی از درخت که برای پیرایش درخت می برند. 2 - چرک تن . اژغ نیز گویند.