سمعکhearing aid, HAواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای الکترونیکی برای تقویت صدا و ارسال آن به گوش شامل صدابَر و تقویتکننده و ریزبلندگو (receiver) متـ . شنیدیار hearing instrument شنیدافزار hearing
اشجارلغتنامه دهخدااشجار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شَجَر. درختان . || ج ِ شَجْر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به شجر شود.
اشوارلغتنامه دهخدااشوار. [ اِش ْ ] (ع مص ) اشوار نار را یا به نار؛ برداشتن آتش را. (ازالمنجد). بلند کردن آتش را، یقال : اشار النار و اشار بها و کذا اَشوَر بها (بالتصحیح ). (منتهی
اش گاریلغتنامه دهخدااش گاری . [ اِ ] (اِخ ) ریاضی دان و درام نویس اسپانیولی که بسال 1833 م . در مادرید متولد شد. از اوست گالئوتوی بزرگ . وی بسال 1916 م . درگذشت .
اشجارهلغتنامه دهخدااشجاره . [ اِ رَ / رِ] (اِ) گیاهی است که بیونانی آنرا اروسیمون نامند و حنین آنرا به توذری ترجمه کرده و در حرف تاء خواهد آمد. (از مفردات ابن البیطار). اسحار. اسح
اشوارتزلغتنامه دهخدااشوارتز. [ اِش ْ ] (اِخ ) اشوارچ .نام راهبی از اهالی شهر فریبورگ در کشور آلمان بود و در قرن چهاردهم م . میزیست . عوام وی را کاشف و مخترع باروت میدانند و برحسب ر