اژهلغتنامه دهخدااژه . [ اِ ژِ ] (اِخ ) پسر پاندیُن پادشاه اثینه . برادرزادگان وی ، پالانتیدها (پسران پالاس ) وی را از تاج و تخت برکنار کردند، ولی اژه بیاری فرزند خود تِزِه بر آ
اژهلغتنامه دهخدااژه . [ اَ ژَ / ژِ ] (اِ) آهک . کلس . (برهان ) (جهانگیری ). نوره . (جهانگیری ) (برهان ).
اژهلغتنامه دهخدااژه . [ اِ ژِ ] (اِخ ) (دریای ...) نام قدیم دریای الجزایر . رجوع به ایران باستان ص 516 و 594 و 728 و 941 و 1192 و 2104 شود.
اژهلغتنامه دهخدااژه . [ اُ ژِ ] (اِخ ) یا اژیه ٔ دانمارکی . قهرمان سرودهای حماسی (قرن هشتم میلادی ). او یک شخصیت افسانه ای است که پسر یکی از شاهان دانمارکش میدانند در زمان شارل
اوژهلغتنامه دهخدااوژه . [ اُ ژِ ] (اِخ ) (1854-1924م .) کلود. ادیب و نویسنده ٔ فرانسوی مؤلف کتب بسیارِ تعلیماتی است که در جمعآوری کتاب لاروس مصورو لاروس کوچک و لاروس عمومی و مج