کاژلغتنامه دهخداکاژ. (ص ) لوچ و احول . کاج . کج بین . کژبین . دوبین . (ناظم الاطباء) : به یک پای لنگ و به یک دست شل به یک چشم کور و به یک چشم کاژ. معروفی .ای تیغ زبان آخته بر ق
کاژولغتنامه دهخداکاژو. (اِ) درخت کاج . || (ص ) لوچ و احول . (ناظم الاطباء). و رجوع به کاژ و کاج شود.