اورملغتنامه دهخدااورم . [ اَ رَ ] (ع اِ) مردم یا مردم بسیار. || معظم لشکر و لشکر ذوعظمت وشوکت و پراکنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). معظم الجیش و اشده انتفاشاً. (
اورمکلغتنامه دهخدااورمک . [ م َ ] (ترکی ،اِ) کلاه طاقی پشمین را گویند. بعضی این لغت را ترکی میدانند. (برهان ) (از آنندراج ). کلاه . || پارچه ٔ پشمین . (ناظم الاطباء). اورماک . نو