کائنلغتنامه دهخداکائن . [ ءِ ] (ع ص ) موجودشونده . (از منتخب ) (غیاث ). موجود. هست .- کائن بودن ؛ موجود بودن . تکوین شدن .- کائن شدن ؛ مستقر شدن . استقرار یافتن . استوار شدن .
وائنلغتنامه دهخداوائن . [ ءِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت . در 21000گزی جنوب کهنوج ، سر راه مالرو انگهران میناب . کوهستانی و گرمسیر است . سکنه ٔ آن