ولتاژ بالاhigh voltage, HV 2واژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ در سامانههای الکتریکی، برای انتقال کلان انرژی الکتریکی
ارزش گرماییcalorific value, heating value, HV 1واژههای مصوب فرهنگستان[زمینشناسی، شیمی] شمار واحدهای گرماییای که از سوختن واحد جرم یک سوخت به دست میآید [فیزیک] مقدار گرمایی که از احتراق هر واحد جرم سوخت حاصل میشود
جوشکاری باریکهالکترونی خلأبالاhigh vacuum electron beam welding/ high vacuum electron-beam welding, vacuum e-beam welding, EBW-HVواژههای مصوب فرهنگستاننوعی جوشکاری باریکهالکترونی که در آن جوشکاری در فشار 4ـ10 تا 1ـ10 پاسکال (حدود 3ـ10 تا 6ـ10 تور) انجام میشود
اجرةدیکشنری عربی به فارسیبار , هزينه , مطالبه هزينه , لنگراندازي , لنگرگاه , کرايه , کرايه مسافر , مسافر کرايه اي , خوراک , گذراندن , گذران کردن
اوجرةلغتنامه دهخدااوجرة. [ اَ ج ِ رَ ] (ع اِ) ج ِ وِجار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ وَجار. (ناظم الاطباء). رجوع به وجار شود.
اجرةالمثللغتنامه دهخدااجرةالمثل . [ اُ رَ تُل ْ م ِ ] (ع اِ مرکب ) رجوع به اجرةالمثل در کلمه ٔ اجرت شود.
اجرةالمسمیلغتنامه دهخدااجرةالمسمی . [ اُ رَ تُل ْ م ُ س َم ْ ما ] (ع اِ مرکب ) رجوع به اجرةالمسمی در کلمه ٔ اجرت شود.