اجمللغتنامه دهخدااجمل . [ اَ م َ ] (ع ن تف ) جمیل تر. احسن . خوبتر. زیباتر. نیکوتر.- امثال :اجمل من ذی العمامة . (مجمع الأمثال میدانی ).
کاوملهلغتنامه دهخداکاومله . [ م َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان سقز. دارای 240 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، لبنیات ، حبوب ، توتون و انواع میوه است . (