اجتماعپژوهیcommunity studiesواژههای مصوب فرهنگستانمطالعاتی که محور آن شناخت و تحلیل مسائل و روابط درونی یک اجتماع یا چگونگی تعامل آن با دیگر اجتماعهاست
اجتماعگراییcommunitarianismواژههای مصوب فرهنگستاناولویت و امتیاز قائل شدن در برقراری روابط اجتماعی با افراد اجتماع خود
جأولغتنامه دهخداجأو. [ ج َءْوْ ] (ع مص ) پوشیدن . پنهان کردن . || بازداشتن . || سودن . || پیوند کردن جامه . || گزیدن بدندان . (از منتهی الارب ).
جاجلغتنامه دهخداجاج . (اِخ ) نام شهری در ترکستان . (فرهنگ لغات شاهنامه ). چاچ : سپهدارترکان از آن روی جاج نشسته به آرام بر تخت عاج . فردوسی .پادشاه جاج را خدیو گویند. (مجمل الت