اولسلغتنامه دهخدااولس . [ ل َ ] (اِ) اولاس . چهار گونه از این درخت در جنگلهای ایران دیده شده که نام دو گونه ٔ آن یکی مِمرز و دیگری لِوراست . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به جنگل شنا
اولسطیونلغتنامه دهخدااولسطیون . [ اُ ل ُ ] (یونانی ، اِ) نام گیاهی است . (ناظم الاطباء). جبره . اوبه باجه . (یادداشت مؤلف ).
کاولستانلغتنامه دهخداکاولستان . [ وُ س ِ ](اِخ ) کابل . کابلستان . (لغات شاهنامه ) : دگربهره بر سوی زابلستان یکایک کشم خاک کاولستان . فردوسی .رجوع به کاول شود.