اجیرلغتنامه دهخدااجیر. [ اَ ] (اِخ ) یا اجیرالأجیر. سمعانی در انساب آرد: ماعرفت بهذا الوصف احداً الا فی تاریخ نسف من جمیع ابی العباس المستغفری قال اجیرالأجیر غیر منسوب الیه کا
اجیرلغتنامه دهخدااجیر. [ اَ ] (ع ص ، اِ) مزدور. (غیاث ) (مؤید). پیشیار. مزدبگیر. شخصی که انجام عملی را متعهد میشود در برابر مزدی .- اجیر خاص ؛ اجیری که متعهد میشود عملی را شخص
اَجیرگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی سرحال شدن پس از بیدار شدن از خواب ، سرحال شدن و یافتن خود بعد از بی حالی و غم