گاوسنگلغتنامه دهخداگاوسنگ . [ س َ ] (اِ مرکب ) سنگی باشد که آن را گاوزهره گویند عربی آن حجرةالبقر است . (برهان ) (آنندراج ). اندرزا. رجوع به گاوزهره شود. || چوبی که گاو را بدان را
گاوسنگلغتنامه دهخداگاوسنگ . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از کوهها و ییلاقات شاه کوه و ساور مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو. بخش انگلیسی ص 126).
کاوسنگlopolithواژههای مصوب فرهنگستانتودۀ نفوذی آذرین همساز با لایهبندی که شکلی عدسمانند دارد و در بخش میانی به دلیل نشست سنگ زیرین دارای فروافتادگی است