اونیلغتنامه دهخدااونی . [ اُ ] (اِ) دانه ایست مانند جو سیاه . (ناظم الاطباء). غله ای است مانند جو. (آنندراج ).
اگنیلغتنامه دهخدااگنی . [ اَ ] (اِخ ) اغنی . آتش مقدس و رب النوع آتش در «ودا». او همه چیز را می بیند ولی در عین حال رحیم و بخشاینده است . از این خدای آتش نقش برجسته ای متعلق به
اونیکلغتنامه دهخدااونیک . (اِخ ) دهی است از دهستان شاخنات بخش درمیان شهرستان بیرجند، دارای 261تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 شود.
گاونیکلغتنامه دهخداگاونیک . (اِخ ) از نواحی تنگستان دو فرسخی جنوب تنگستان از بلوکات دشتستان . (فارسنامه ٔ ناصری ص 207 و فهرست ص 25).