اوتیلغتنامه دهخدااوتی . [ ] (اِ) یک قسم آلتی از آهن که مانند اتو باآن لکه ٔ پارچه ها را میگیرند. (ناظم الاطباء). آهن گرم که بدان داغهای جامه دور و محو کنند. (آنندراج ).
اجتیافلغتنامه دهخدااجتیاف . [ اِ ] (ع مص ) تجوّف . (منتهی الارب ). در میان چیزی شدن . (زوزنی ):اِجتاف الثورُ الکناس . (منتهی الارب ). || بوی گرفتن (مردار): اِجْتافَت الجیفة. (منته
اجتیابلغتنامه دهخدااجتیاب . [ اِ ] (ع مص ) دویدن . || بریدن . بریدن مسافت . بریدن بیابان . (تاج المصادر). || بشهرها گردیدن . || درپوشیدن جامه . (تاج المصادر). پوشیدن ، چنانکه پیرا
اجتیاحلغتنامه دهخدااجتیاح . [ اِ ] (ع مص ) جوح . هلاک گردانیدن . || ازبیخ برکندن . (منتهی الارب ). ز بن برکندن . (زوزنی ). استیصال . ذوع : قصد خاندانهای قدیم و دودمان کریم نامبارک