اوالغتنامه دهخدااوا. [ اَ ] (اِ) آواز. (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ). آواز و صدا. (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) : ای شمس تبریزی بگو سر نهان شاه جوبی رنگ و بوی و گفتگو از شمس بشن
اُجاگویش دزفولیکلامی برای سر زنش و نصیحت ( مخفف اُجاق، یا اُجاقت روشن که دعایی است به معنای چراغ خانه ات روشن ، کنایه از اینکه دارای فرزند پسر باشی)