اولیگارشیفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) گروه سالار، حکومتی که اختیار آن در دست چند خانوادة مقتدر باشد، حکومت اقلیت بر اکثریت بدون نظارت اکثریت .
اولیگارشیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحکومتی که فقط بهوسیلۀ چند تن اداره شود و تمام قدرت را در دست داشته باشند.
الیگارشیواژهنامه آزادحکومت الیگارشی:ترکیبی از کلمات لاتین oligos به معنای تعداد اندک و Archos یا فرمانده است. اصولاً الیگارشی مربوط به ماقبل دوران مدرن است و با قانون زندگی نوین و د
اولیلغتنامه دهخدااولی . [ اَ لا ] (ع ن تف ) بهتر. سزاوارتر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). احری . (منتهی الارب ). اجدر. احق . احجی . صواب تر و سزاوارتر. (آنندراج ) (غیاث اللغات