اولجایتولغتنامه دهخدااولجایتو. [ اُ ] (اِخ ) دومین از سلسله ٔ یوئن در چین از 693 تا 706 هَ . ق . (یادداشت مؤلف ).
اولجایتولغتنامه دهخدااولجایتو. [ اُ ] (اِخ ) معروف به سلطان محمد خدابنده ابن ارغون خان ، متوفی 716 هَ . ق . پادشاه هشتم از هولاکوئیان از سلسله ٔ ایلخانیان که دین تشیع را قبول کرد و
الجایتولغتنامه دهخداالجایتو. [ اُ ] (اِخ ) سلطان محمد خدابنده از ایلخانان ایران بود. کلمه ٔ الجایتو در کتب تاریخی معتبر و سنگلاخ تألیف میرزا مهدی خان بصورت اولجایتو (با واو) آمده
ایتکاللغتنامه دهخداایتکال . [ ت ِ ] (ع مص ) ائتکال . ایتکال عضو؛ خوردن بعضی مر بعضی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خشم گرفتن و برانگیخته شدن و برافروختن از خشم . (ناظم ا
اذون الجای تولغتنامه دهخدااذون الجای تو. [ ] (اِخ ) رجوع به حبطج 2 ص 134 س 33 شود. شاید اوزون باشد بمعنی دراز.
کالای تجملیluxury goodواژههای مصوب فرهنگستانکالایی که افراد ثروتمند در مقایسه با افراد کمدرآمد سهم بیشتری از درآمد خود را صرف آن میکنند
خودبهنجارسازself-normalizerواژههای مصوب فرهنگستانزیرگروه H از یک گروه G که با بهنجارساز خود برابر است متـ . خودنرمالساز
خودمرکزیسازself-centralizerواژههای مصوب فرهنگستانزیرگروه H از یک گروه G که با مرکزیساز خود برابر است
بهنجارسازnormalizerواژههای مصوب فرهنگستانبرای زیرمجموعهای مفروض مانند H از یک گروه، زیرگروه متشکل از همۀ عنصرهایی مانند g از گروه که g-1Hg=H متـ . نرمالساز