اوبرلغتنامه دهخدااوبر. [ اَ ب َ ] (ع ص ) پشمناک از شتر و خرگوش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بسیارپشم . (مهذب الاسماء) (تاج المصادر بیهقی ).- بنات اوبر ؛ نوعی از سماروغ ریزه
اوبرلغتنامه دهخدااوبر. [ اُب ِ ] (اِخ ) دانیل فرانسوا. (1782-1871 م .) مؤسس مدرسه ٔ فرانسه موسیقی و نویسنده ٔ تألیفاتی است در موسیقی و غیره از جمله : 1- خواب عشق . 2- دمینوی س
گاوبرلغتنامه دهخداگاوبر. [ ب َ ] (اِخ ) موضعی از توابع تنکابن ، واقع در ناحیه ٔ سه هزار. (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 107).
اَبرcloudواژههای مصوب فرهنگستان[رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مجموعهای که زیرساخت آن مرکز دادههای دارای قابلیت فراهمسازی سختافزار است و در زمرۀ خدماتی است که به کاربران عرضه م