اوثبلغتنامه دهخدااوثب . [ اَ ث َ ] (ع ن تف ) جهنده تر: اوثب من فهد؛ جهنده تر از یوز. رجوع به مجمعالامثال میدانی شود.
ثبجاءلغتنامه دهخداثبجاء. [ ث َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث أثبج . زن پهن پشت یا برآمده پشت . || زن بزرگ شکم .
دفتر ثبت فنی هواگردaircraft technical log, ATL, technical log, aircraft log book, log book 2واژههای مصوب فرهنگستانسابقۀ گزارششده یا مشاهدهشدهای از کژکاریها (malfunction) و خرابیها و نقصها در پیکر و پیشرانه یا وسایل هواگرد
دفتر ثبت هواگَردaircraft logواژههای مصوب فرهنگستاندفتر یا دفترهایی که در آن عملکرد کلی هواگَرد در تمام طول عمر آن، شامل ساعت پرواز و گزارشهای بازرسی و تعمیرات، ثبت میشود
اکثبةلغتنامه دهخدااکثبة. [ اَ ث ِ ب َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کَثیب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ِ کثیب به معنی توده ٔ ریگ . (ازآنندراج ). و رجوع به کثیب شود.
ثبت ذخیرۀ یکجاblock bookingواژههای مصوب فرهنگستانثبت ذخیرۀ چند صندلی یا اتاق مهمانخانه و جز آن بهطور همزمان