اویللغتنامه دهخدااویل . [ اُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپر بخش مرکزی شهرستان نوشهر. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است .شغل اهالی زراعت و گله داری است . در زمستان عده ای ازسکن
اجیللغتنامه دهخدااجیل . [ اَ ] (ع ص ، اِ) آنکه پس ماند. آنکه درنگ کند. پس ماننده . درنگ کننده . (منتهی الارب ). مقابل عجول . || آب فراهم شده در کولاب . (منتهی الارب ). || گل و ل
اجیللغتنامه دهخدااجیل . [ اُ ج َ ] (اِخ ) پدر عمر و عثمان و این هر دو برادر محدّث بوده اند. (منتهی الارب ).