10087 مدخل
ه، هشتمین حرف الفبای انگلیسی
H. G. Wells
H. L. Mencken
H. J. Eysenck
بزرگ ه
اوزی . [ اِ وَزْ زا ] (ع اِ) رفتنی چون رفتن مرغابی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
اوزی . [ اِوْ ز زی ی ] (ص نسبی ) منسوب به اوز. بطمانند. (ناظم الاطباء).
آب تنی – شنا
در گویش گنابادی یعنی مال این ، متعلق به این ، از این یکی ، از این یک
۱کنایه از هم خوابگی زیاد ۲زیر آبی رفتن
لفظی برای هشدار نفرینی است،(عزایی بگیرد تو را )
دعایی است ، عزایی نگیرد تورا
آب تنی کننده
H
H.P.