اوجالغتنامه دهخدااوجا. (اِ) نارون . (یادداشت مرحوم دهخدا). گونه ای از نارون که در اراضی جنگلی کم ارتفاع شمال ایران فراوان است و آنرا سیاه درخت نیز نامند. خوش سایه . پشه غال . پش
اوجافرهنگ انتشارات معین(اِ.) = اوجه : نام چند گونه درخت از تیرة نارونان که در قسمت های کم ارتفاع جنگل های شمالی ایران می رویند؛ وجه ، لی وله ، لو نیز گویند.
اوجافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرختی جنگلی از نوع نارون، با پوست سخت و شکافدار و برگهای بیضوی نوکتیز؛ لو؛ لی؛ قرهآغاج؛ قرهغاج؛ گل پردار؛ مَلَج.
اُجاگویش دزفولیکلامی برای سر زنش و نصیحت ( مخفف اُجاق، یا اُجاقت روشن که دعایی است به معنای چراغ خانه ات روشن ، کنایه از اینکه دارای فرزند پسر باشی)