خدمات عمومی ارتباطات دادهای رادیوییgeneral packet radio service, GPRSواژههای مصوب فرهنگستانخدمات یا فنّاوری یا استانداردی در حوزۀ ارتباطات دادهای بیسیم که به انتقال بستههای داده مربوط میشود و با سامانۀ جهانی ارتباطات سیار همساز است
پزشک عمومیgeneral practitioner, GP, doctorواژههای مصوب فرهنگستانپزشکی که مراقبتهای عمومی پزشکی را بر عهده دارد و در زمینۀ خاصی تخصص ندارد
لحوقلغتنامه دهخدالحوق . [ ل ُ ] (ع مص ) باریک میان گردیدن . (منتهی الارب ). باریک میان شدن . (تاج المصادر). || بهم شدن دو چیز. بهم شدن دو چیز یا بیشتر. (منتخب اللغات ). پیوستن چ
لحوقفرهنگ انتشارات معین(لُ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - پیوستن چیزی به چیزی ، به هم رسیدن . 2 - باریک میان گردیدن .
لوح قبرلغتنامه دهخدالوح قبر. [ ل َ ح ِ ق َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) لوح تربت . لوح مزار. لوح مرقد.
رادار زمیننفوذground-penetrating radar/ ground penetrating radar, georadar, ground probing radar, surface penetrating radarواژههای مصوب فرهنگستانژئوفیزیک] وسیلهای برای بررسی لایههای کمعمق زمین با امواج الکترومغناطیسی، معمولاً در بازۀ بسامدی 10 تا 1000 مگاهرتز [نظامی] راداری که برای نفوذ به زمین و دریا