لنجالغتنامه دهخدالنجا. [ ل َ ] (؟) از مصدر لنج به معنی بیرون کشیدن . (شعوری ). (در جای دیگر دیده نشد).
لنگالغتنامه دهخدالنگا. [ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان لنگا از شهرستان تنکابن ، واقع در 26500گزی جنوب خاوری تنکابن و 5500گزی جنوب راه شوسه ٔ تنکابن به چالوس . دشت ، معتدل ، مرطوب و
لنگالغتنامه دهخدالنگا. [ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای شهرستان تنکابن ، محدود از شمال به دریای خزر، از خاور به دهستان قشلاق از بخش چالوس شهرستان نوشهر، از باختر به دهستان نش
لنگاکلغتنامه دهخدالنگاک . [ ل َ ] (اِ) سخن ناخوش درشت . (آنندراج ) : من با تو سخن به لابه گویم از چه دهیم جواب لنگاک . طیان (از آنندراج ).[ در برهان قاطع لنکاک ضبط است ].
پیشپایهواژهنامه آزادپیش+پایه هموگ(معادل) premise از جناب حیدری ملایری from Piš- "before; in front," from Mid.Pers. pêš "before, earlier," O.Pers. paišiya "before; in the presence o