لامردونواژهنامه آزادمهمانسرا - جایی که از واردین به ایل خانه یا قبیله پذیرایی می شود - معادل مضیف در زبان عربی - از جنس خانه مسقف یا چادر عشایری - واژه ای لری بختیاری . در واقع مهم
لامردلغتنامه دهخدالامرد. [ م َ ] (اِخ ) دیهی به فارس دوازده فرسنگ میانه ٔ جنوب و مشرق گله دار. (فارسنامه ٔ ناصری ). دهی مرکز دهستان تراکمه ٔ بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع در 12 هز
جلامیدلغتنامه دهخداجلامید. [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جُلمود. (منتهی الارب ). || ثقل و سنگینی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ): القی علیه جلامید. (اقرب الموارد).
کولاردولغتنامه دهخداکولاردو. [ ک ُ دُ ] (اِخ ) شارل پیر. شاعر فرانسوی (1732-1776 م .) و نویسنده ٔ «منظومه ها» است . اشعار او لطیف و زیبا ولی عاری از ابداع است . در سال 1776 م . به