لابوانلغتنامه دهخدالابوان . (اِخ ) نام جزیره ای از مالزی در شمال غربی برنئو از مغصوبات انگلیس . دارای 7000 سکنه .
گلاب انگیزلغتنامه دهخداگلاب انگیز. [ گ ُ اَ ] (نف مرکب ) خوش بو. معطر. آنکه بوی گلاب دهد : شاه چون گرم گشت از آتش تیزگفت با آن گل گلاب انگیز.نظامی (هفت پیکر ص 178).
انجلابلغتنامه دهخداانجلاب . [ اِ ج ِ ] (ع مص ) کشیده شدن از جایی بجایی دیگر. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رانده شدن . انسیاق . (از اقرب الموارد).
لابانلغتنامه دهخدالابان . (اِخ ) (سفید) و او پسر بتوئیل و نوه ٔ ناحور و برادرزاده ٔ ابرام و برادر رفقه وپدر لیئه و راحیل است که در حاران سکونت میداشت و در آنجا برحسب رسوم و آداب
لابلغتنامه دهخدالاب . (اِخ ) از بلاد نوبه . صنفی از غلامان سیاه را از آنجا آرند و کافور اخشیدی و نیز صندل لابی از آنجاست . متنبی گوید کان ّ الاسودَ اللابی فیهم . (معجم البلدان