جلائبلغتنامه دهخداجلائب . [ ج َ ءِ ] (ع اِ) ج ِجلیب . رجوع به جلیب شود. || ج ِ جلیبة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جلیبه شود.
لائبنیتسلغتنامه دهخدالائبنیتس . [ ءِ ] (اِخ ) گت فِرید ویلهلم . نام فیلسوف و عالم آلمانی مولد لیپزیک (1646-1716 م .). رجوع به لیبنیتز شود.
قالندواژهنامه آزادقا لند بر گرفته شده از دو کلمه قال در زبان لری به معنی(فریاد) و لند که مخفف کلمه (بلند) می باشد که میشود(قال بلند) که بر اثر گذشت زمان و کوتاه شدن و مخفف شدن وا