لیموترشلغتنامه دهخدالیموترش . [ ت ُ ] (اِ مرکب ) نوعی لیمو خرد و معطر و لطیف پوست که در جنوب ایران و در شیراز بهم رسد. لیمو عمانی . و نوع درشت تر آن باپوست ضخیم در سواحل دریای خزر
لیموترشگویش خلخالاَسکِستانی: tərša limu دِروی: tərša lim(b)u شالی: tərša ləmbu کَجَلی: torša limu کَرنَقی: torš alumbu کَرینی: tərša lunbu کُلوری: tərša limu گیلَوانی: tərša lem
لیموترشگویش کرمانشاهکلهری: lɪmu: terš گورانی: lɪmu: terš سنجابی: lɪmu: terš کولیایی: lɪmu: terš زنگنهای: lɪmu: terš جلالوندی: lɪmu: terš زولهای: lɪmu: terš کاکاوندی: lɪmu: terš ه
لیموترشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. میوهای زرد یا سبز، بیضی یا کروی، خوراکی، ترش و از خانوادۀ مرکبات است.۲. درخت این میوه با شاخههای خاردار و شکوفههای سفید که بلندی آن تا چهار متر میرسد.
لیموترشگویش اصفهانی تکیه ای: limutorš طاری: limutorš طامه ای: limutorš طرقی: limutorš کشه ای: limutorš نطنزی: limutorš
لیموی ترشلغتنامه دهخدالیموی ترش . [ ی ِ ت ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) لیموترش . نوعی لیمو. و رجوع به لیمو شود.