لیموشیرینفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. میوهای زرد، درشت، کروی، خوراکی و شیرین که از خانوادۀ مرکبات است.
لیموی شیرینلغتنامه دهخدالیموی شیرین . [ ی ِ شی ] (ترکیب وصفی ، اِمرکب ) لیموشیرین . نوعی لیمو. و رجوع به لیمو شود.
لیمولغتنامه دهخدالیمو. (اِخ ) نام کرسیی از آرندیسمان اود کنار اود به فرانسه . دارای 7797 تن سکنه و راه آهن .