لَبِثَفرهنگ واژگان قرآنماند - مكث كرد - درنگ نمود(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَّبِثْتَفرهنگ واژگان قرآنماندي - مكث كردي - درنگ نمودي(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثْتُفرهنگ واژگان قرآنماندم - مكث كردم - درنگ نمودم(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَّبِثْتُمْفرهنگ واژگان قرآنمانديد - مكث كرديد - درنگ نموديد(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثْنَافرهنگ واژگان قرآنمانديم - مكث كرديم - درنگ نموديم(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
لَبِثُواْفرهنگ واژگان قرآنماندند - مكث كردند - درنگ نمودند(کلمه لبث به معناي مکث و باقي ماندن در جائي يا در حالي است )
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible
فضای پیرافشردهparacompact spaceواژههای مصوب فرهنگستانیک فضای توپولوژیکی با این ویژگی که متناظر با هر پوشش باز F یک پوشش باز موضعیمتناهی G وجود داشته باشد، بهطوریکه هر عضو G زیرمجموعهای از یک عضو F باشد