لجنهفرهنگ انتشارات معین(لَ نَ یا نِ) [ ع . لجنة ] (اِ.) گروه مردم که برای کاری فراهم آیند و بدان رضا دهند، انجمن .
کُلونهگویش بختیاری1. چهار دیوارى موقتى به ارتفاع تقریبى یکمتر که در تابستان براى خوابیدن بر بام خانهها از چیدن پایهها روى هم بنا مىشود pâya . 2. کُلون، نوعى قفل چوبى بزرگ که
گلگونهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مانند گل.۲. به رنگ گل.۳. گونه یا رخسارۀ سرخ.۴. (اسم) سرخاب که زنان به گونههای خود میمالند.
کلونهلغتنامه دهخداکلونه . [ ک َل ْ وَ ن َ ] (اِخ ) نام کوهی است . (رشیدی ) (آنندراج ). و رجوع به کلوند (اِخ ) شود.