لوترالغتنامه دهخدالوترا. [ ت َ ] (اِ) لوتر. (برهان ). لوتره . لهجه . شکسته ٔ زبانی . رُطینی . زبانی بود که دو کس با هم قرار داده باشند که چون با هم سخن کنند دیگری نفهمد و آن را ز
لوترافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزبانی که چند نفر برای خود ترتیب بدهند و با آن صحبت کنند که دیگران نفهمند، مانندِ زبان زرگری.
جدولمحصول تراکمvariable-density yield table/ variable density yield tableواژههای مصوب فرهنگستانجدولمحصولی که در آن تراکم توده علاوه بر شاخص رویشگاه و سن توده مورد توجه قرار میگیرد
مسئول ترابریtransportation captainواژههای مصوب فرهنگستانفردی که مسئولیت وسایل حملونقل را در حین تولید فیلم بر عهده دارد