لواسانیلغتنامه دهخدالواسانی . [ ل َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان قلعه شاهین بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین ، واقع در دوازده هزارگزی جنوب خاوری سرپل ذهاب ، کنار راه فرعی کلاوه . دشت و گرمس
صفای لواسانیلغتنامه دهخداصفای لواسانی . [ ص َ ی ِ ل َ ] (اِخ ) نام وی میرزا علی محمد و برادر کهتر میرزا محمدجعفر ملقب به حکیم الهی خلف الصدق زبدةالفضلا میرزا حسنعلی است . این سلسله پیوس
کلواذانیلغتنامه دهخداکلواذانی . [ ک َل ْ ] (اِخ ) ابوالخطاب محفوظبن احمدبن الحسن بن احمد. فقیه حنبلی (432 - 510 هَ. ق .) وی از ابومحمد الجوهری و ابوطالب العشاری و جز آنها حدیث شنود
کلواذانیلغتنامه دهخداکلواذانی . [ ک َل ْ ] (ص نسبی ) نسبت است به کلواذی و آن از روستاهای بغداد است و منسوب بدان جا را کلوذانی و کلواذی نیز گویند. گروهی از دانشمندان از آنجا برخاسته
لواسانلغتنامه دهخدالواسان . [ ل َ ] (اِخ ) رواسان . دهی از دهستان سردرود بخش اسکو از شهرستان تبریز واقع در شانزده هزارگزی شمال خاوری اسکو در مسیر شوسه ٔ تبریز به مراغه مسیر راه آه
لواسانلغتنامه دهخدالواسان . [ ل َ ] (اِخ ) ناحیتی از توابع ایالت تهران و دارای معدن زغال سنگ ، واقع در شمال رود جاجرود و از شعب این رود نیز مشروب می شود. آب و هوای آن معتدل و آباد