لوبلغتنامه دهخدالوب . (ع اِ) ج ِ لوبة. (منتهی الارب ). سنگستان سیاه . سنگستان . زمین سنگستان بی آب . (غیاث ).
لوبلغتنامه دهخدالوب . (ع اِ) گوشت پاره ای که در دیگ بگردد. || مگس انگبین . || (ص ) ابل ٌ لوب ؛ شتران تشنه ٔ دور از آب .نخل ٌ لوب ؛ خرمابن تشنه ٔ دور از آب . (منتهی الارب ).
لوبلغتنامه دهخدالوب . [ ل َ / لو ] (ع مص ) تشنگی . (منتهی الارب ). تشنه شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر). || گرد گشتن تشنه حوالی آب بی آنکه برسد آنرا. یقال : لاب الرجل لُوباًو لَوا
لوبفرهنگ فارسی عمید / قربانزادههریک از تقسیمات کوچک یک اندام که بهوسیلۀ شکاف، شیار، یا دیواره و نیز عملکرد از بخشهای دیگر جدا میشود.
لؤوبلغتنامه دهخدالؤوب . [ ل ُ ئو ] (ع مص ) لوب .لؤاب . تشنگی . یا گرد گشتن تشنه حوالی آب بی آنکه برسد آنرا. (منتهی الارب ). تشنه شدن . (تاج المصادر).
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible
فضای پیرافشردهparacompact spaceواژههای مصوب فرهنگستانیک فضای توپولوژیکی با این ویژگی که متناظر با هر پوشش باز F یک پوشش باز موضعیمتناهی G وجود داشته باشد، بهطوریکه هر عضو G زیرمجموعهای از یک عضو F باشد
میزان عمومی باروریgeneral fertility rateواژههای مصوب فرهنگستانتعداد تولدهای زنده بهازای هر هزار زن 15 تا 49 ساله در یک سال اختـ . میزان ع.ب. GFR