لوگرلغتنامه دهخدالوگر. [ ل َ گ َ ] (اِخ ) (رودخانه ٔ ...) نام رودی است که نزدیک قصبه ٔ پروان از آبادی های نزدیک به غزنین سرچشمه دارد. (از تاریخ مغول تألیف اقبال ص 61).
لوگرلغتنامه دهخدالوگر. [ ل َ گ َ ] (اِخ ) شهری به هند : چگونه کرد مر آن دلهرای بی دین رانشانش چون کند از باز پیش در لوگر. عنصری .|| ناحیتی به افغانستان . رجوع به لوکر شود.
شیر پروازوارونinverted-flight valveواژههای مصوب فرهنگستانشیری در مخزن تغذیة سامانة سوخترسانی هواپیما که جریان پیوستة سوخت را در وضعیت شتاب گرانشمنفی، از جمله در هنگام پرواز وارون، تضمین میکند متـ . شیر گرانشمنفی
راهآبگویش خلخالاَسکِستانی: gəvl دِروی: âva râ/ gәvl شالی: âva râ کَجَلی: owa râh کَرنَقی: âva râ کَرینی: âva râ کُلوری: âva râ گیلَوانی: gəvl لِردی: ova râ