برقکارgaffer, key electrician, chief lighting technicianواژههای مصوب فرهنگستانمسئول نورپردازی و تجهیزات برقی که زیر نظر مدیر فیلمبرداری کار میکند
برقکاف دوخصلتیampholyte, amphoteric electrolyteواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برقکاف که همزمان دارای خاصیت اسیدی و بازی است
برقگیرarrester, lightning arrester, surge arresterواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای که در برابر صاعقه و خیز و بیشولتاژ از تأسیسات الکتریکی محافظت میکند
برقزداییbonding 1واژههای مصوب فرهنگستانعملیاتی که در کشتیهای نفتکش برای تخلیۀ الکتریسیتۀ ساکن انجام میدهند تا از ایجاد تخلیۀ الکتریکی بین کشتی و اسکله جلوگیری شود
برقصداهاelectrophonesواژههای مصوب فرهنگستانردهای از سازها که تولید یا تشدید یا تغییر صدا در آنها با جریان برق صورت میگیرد