ارزش آتیfuture value, FVواژههای مصوب فرهنگستانارزش یک سرمایهگذاری با نرخ ثابت بازدهی در یک زمان مشخص در آینده
برون جهیدنلغتنامه دهخدابرون جهیدن . [ ب ِ / ب ُ ج َ دَ ] (مص مرکب ) بیرون جهیدن . بیرون جستن : شب از میان باختر برون جهدبگسترد بزیر چرخ جای او.منوچهری .
بر روی جهیدنلغتنامه دهخدابر روی جهیدن . [ ب َ ج َ دَ ] (مص مرکب ) بر فرازچیزی جستن . || بر روی دویدن : سالها ای اشک جا دادم ترا در چشم خویش وقت فرصت کی روا داری که بر رویم جهی . سلمان .
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن انس ، از طائفه ٔ بنی زریق است . طبرانی او را از صحابه میداند که با علی (ع ) در صفین بودند و گفته است وی از کسانی است که در بدر حاضر بود. ولی
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن جبربن محمدبن جبربن هشام قرطبی مالکی . وی بسال 615 هَ .ق . درگذشت . او راست : مطالع الانوار و مسالک الابرار فی فضائل الصلاة علی النبی المختار