ارزش آتیfuture value, FVواژههای مصوب فرهنگستانارزش یک سرمایهگذاری با نرخ ثابت بازدهی در یک زمان مشخص در آینده
برولغتنامه دهخدابرو. [ ب َ ] (اِخ ) شهرکی بود خرم و بسیار کشت و برز [از جبال ] و اکنون ویران است . (حدود العالم ). ابن خلکان (ج 2 ص 40) گوید گمان دارم از نواحی طوس باشد.
برولغتنامه دهخدابرو. [ ب َ ] (حرف اضافه + ضمیر) (از: بر + -و، مخفف او) مخفف بر او. (ناظم الاطباء):همی تاخت تا پیش قیصر چو بادسخنهای خسرو برو کرد یاد. فردوسی .و رجوع به بر و او
برولغتنامه دهخدابرو. [ ب َ /ب ُ ] (اِ) ابرو، که به عربی حاجب است . (از برهان ). ابرو. (اوبهی ) (صحاح الفرس ). مخفف ابرو : بر من ای سنگدل دروت مکن ناز بر من تو با بروت مکن . بار
برولغتنامه دهخدابرو. [ ب َرْوْ ] (ع مص ) «برة» و حلقه کردن در بینی شتر. (از منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به برة شود. || آفریدن . (از منتهی الارب ) (المصادر زوزنی
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن انس ، از طائفه ٔ بنی زریق است . طبرانی او را از صحابه میداند که با علی (ع ) در صفین بودند و گفته است وی از کسانی است که در بدر حاضر بود. ولی
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن جبربن محمدبن جبربن هشام قرطبی مالکی . وی بسال 615 هَ .ق . درگذشت . او راست : مطالع الانوار و مسالک الابرار فی فضائل الصلاة علی النبی المختار
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن زید. وی پدر ابی عبس است . گفته اند که او صحابی است و روایاتی دارد لیکن درست نیست بلکه ابوعبس پسر او از صحابه است و روایاتی دارد. (از الاصابة
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن عبداﷲالقبطی . مولی بنی غفار و گویند: مولی ابوبصرة غفاری است . ابن یونس از حسن بن علی بن خلف بن قدید حکایت کند که این شخص رسول مقوقس بود که د
جبرلغتنامه دهخداجبر. [ ] (اِخ ) ابن عتیک بن قیس بن هیشةبن الحارث . صحابی است . رجوع به جابربن عتیک بن قیس ... در همین لغت نامه والاصابة شود.