شاخص فاصلهبندی شکستگیfracture spacing index, FSIواژههای مصوب فرهنگستانشاخصی برای رابطۀ میان ضخامت لایه و فاصلهبندی شکستگی
پایانبهآغازfinish-to-start, FSواژههای مصوب فرهنگستانویژگی رابطهای منطقی بین دو فعالیت که در آن آغاز شدن فعالیت پسین مشروط به پایان یافتن فعالیت پیشین است
ترشیدگی بینشانflat sour spoilage, flat sour, F.S.S.واژههای مصوب فرهنگستاننوعی فساد در مواد کنسروی که براثر فعالیت باکتریها ایجاد میشود، ولی گاز تولید نمیشود و درنتیجه دو سر قوطی صاف و بدون بادکردگی است
بسوهلغتنامه دهخدابسوه . [ ب ِ ] (هندی ، اِ) لفظ هندیست بمعنی بستم . حصه ٔ هر چیز عموماً و بمعنی بستم حصه بیگه در پیمایش زمین زراعت خصوصاً (غیاث ). لفظ هند بمعنی بستم حصه ٔ بیگه
بسوئهلغتنامه دهخدابسوئه . [ ب ُ ءِ ] (اِخ ) ژاک بنین . کشیش ، فیلسوف ، نویسنده و خطیب مذهبی فرانسوی متولد به دیژن (1627 - 1704م .). وی در سال 1660م . زمان لوئی چهاردهم از زادگاه
بسکهلغتنامه دهخدابسکه . [ ب َ ک ِ ] (ق مرکب ) چه بسیار که . چندانکه : بسکه بر گفته پشیمان بوده ام بسکه بر ناگفته شادان بوده ام . رودکی (از امثال و حکم دهخدا).بسکه بزرگان جهان دا