تقاطع همسطح پیادهfootpath level crossing, FPواژههای مصوب فرهنگستانتقاطع همسطحی که فقط برای عابر پیاده طراحی شده است
نقطۀ اشتعالflash point/ flashpoint , FPواژههای مصوب فرهنگستانپایینترین دمایی که در آن بخار قابلاشتعال با هوا به قدر کافی ایجاد شود
بحيرةدیکشنری عربی به فارسیتالا ب , مرداب , درياچه , استخر , برکه , خليج , شاخابه , دريا , اب راکد , محض , خالي , تنها , انحصاري , فقط
يَبْحَثُ فِي ﭐلْأَرْضِفرهنگ واژگان قرآنزمين را مي کند (کلمه بحث در اصل به معناي جستجوي چيزي از لابه لاي خاکها بوده ، سپس در مورد هر جستجوئي استعمال شد)
عمودینة سینهforward perpendicular, FWD perpendicularواژههای مصوب فرهنگستانخط عمودی که از تقاطع صفحة خط شاهین تابستانی و صفحة سینهسوی دماغة شناور میگذرد اختـ . عس FP