بدمینتونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی ورزش دو یا چندنفره، در زمینی مستطیلیشکل که با راکت و توپ پردار انجام میشود.
بدطینتفرهنگ مترادف و متضادبداصل، بدخواه، بدذات، بدسگال، بدنفس، بدنهاد، خباثتپیشه، خبیث ≠ خوشطینت، نیکسرشت
بدطینتلغتنامه دهخدابدطینت . [ ب َ ن َ ] (ص مرکب ) بدخلق و بدخواه . (ناظم الاطباء). بدسرشت و بدمزاج . (آنندراج ). بدنهاد. بدفطرت . بدجبلت . که بد دیگران خواهد. (یادداشت مؤلف ). مق