صافی سرعتvelocity filter, apparent velocity filter, fan filter, dip filter, f-k filter, pie-slice filterواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پالایه که براساس سرعت ظاهری یا برونراند بهنجار عمل میکند
بنچاقفرهنگ انتشارات معین(بُ) [ تر. ] ( اِ.) قباله ، سند قدیمی ، سند مالکیت غیررسمی . بُنْجَه هم گفته شده .
بنچاقلغتنامه دهخدابنچاق . [ ب ُ ] (ترکی ، اِ) قباله . سند ملک . || سند (در تداول دفاتر رسمی ). سندی که بموجب آن معامله ای رسمی انجام گرفته و سندی که نشان دهنده ٔ انجام معامله ای
بنجاقفرهنگ انتشارات معین(بُ) [ تر. ] = بنجق . بنجوق : 1 - (اِ.) حلقه ها، گوی های الوان . 2 - قطعات شیشه ای ک ه برای زینت اسبان و استران به کار رود. 3 - (ص .) اسب زینت شده با بنجاق .
بناقیسلغتنامه دهخدابناقیس . [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ بُنقوس ، که شکوفه ٔ خربزه باشد. (آنندراج ). || بناقیس الطرثوث ؛ چیزیست کوچک که با گیاه طرثوث می روید. (یادداشت مرحوم دهخدا).