صافی سرعتvelocity filter, apparent velocity filter, fan filter, dip filter, f-k filter, pie-slice filterواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پالایه که براساس سرعت ظاهری یا برونراند بهنجار عمل میکند
بنویلغتنامه دهخدابنوی . [ ب َ ن َ ] (ع ص نسبی ) منسوب به ابن . یعنی پسری و به بنت یعنی دختری . و منسوب به ابناء سعد که قومی بودند از عجم و در یمن سکنی داشتند و نیز منسوب به بنیا
بنجیلغتنامه دهخدابنجی . [ ب َ ] (ص نسبی ) نسبت است به بنج رودک که قریه ای است از قرای رودک در نواحی سمرقند. (انساب سمعانی ).
بنجیکلغتنامه دهخدابنجیک . [ ب ِ ] (ترکی ، اِ) جای بستن اسبان چاپار در راه باشد. و به عبارت اُخری یام خانه است . (از فرهنگ وصاف از آنندراج ).
بنگیلغتنامه دهخدابنگی . [ ب َ ] (ص نسبی ) آنکه بنگ خورد از عالم شرابی . (آنندراج ). آنکه بنگ خورد. آنکه بنگ کشد. آنکه عادت به کشیدن بنگ دارد : مست و بنگی را طلاق وبیع نیست همچوط