بتوراکلغتنامه دهخدابتوراک . [ ب َ ] (اِ) چاهی که خرمن در آن کرده و با خاک و خاشاک سرش را بپوشانند. چاهی باشد که غله و امثال آن در آن کنند و خاک بر بالای آن ریزند. (برهان قاطع). و
بت آرایلغتنامه دهخدابت آرای . [ ب ُ ] (نف مرکب ) بت تراش . پیکرآرای . آرایش دهنده و زینت کننده ٔبت . که بت تراشد. بت ساز. پردازنده ٔ بت : یکی جشنگاه است از ایدر نه دورکه سازد پدرْم
بتراءلغتنامه دهخدابتراء. [ ب َ ] (اِخ ) جائی است که در غزوه ٔ حضرت رسول به بنی لحیان نسبت شده است . (از معجم البلدان ). || ابن اسحاق در مسجد حضرت رسول هنگام عزیمت به تبوک از آن ن