بتولغتنامه دهخدابتو. [ ] (اِ) آلوچه سگک . میوه ای است که رنگ آن سرخ میباشد به مقدار نخود و چوب آن مانند چوب زغال است و درخت آن بزرگ نمیباشد و چون رسیده باشد می چینند و حل می کن
بتولغتنامه دهخدابتو. [ ] (اِخ ) این نام در تاریخ سیستان به دنبال اسم شخصی به نام شاهین آمده است و مرحوم ملک الشعراء بهار حدس زده که شاید نام محلی است و شاهین منسوب به آن است :
بتولغتنامه دهخدابتو. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان طاغنکوه فدیشه ٔ نیشابور. در 30 هزارگزی باختر فدیشه . کوهستانی . سکنه ٔ آن 403 تن ، آب از قنات . محصول آنجا غلات ، شغل اهالی زر
بتولغتنامه دهخدابتو. [ ب َ ت َ] (اِ) سمت باختر و برآمدن آفتاب است . مشرق . مقابل مغرب . (برهان قاطع). مرادف خراسان . (فرهنگ رشیدی ) (از فرهنگ شعوری ) (آنندراج ) (از انجمن آرا)
بتلغتنامه دهخدابت . [ ب َ ] (اِ) مرغابی و معرب آن بط است . (هفت قلزم ) (انجمن آرای ناصری ) (برهان قاطع) (آنندراج ). جوالیقی در ذیل بط آرد:بط پرنده ٔ معروف به قول ابن جنی بمناس
بتلغتنامه دهخدابت . [ ب َ ] (اِ)آهار جولاهگان را گویند یعنی آشی که بر روی کار مالند. (هفت قلزم ) (انجمن آرای ناصری ) (شرفنامه ٔ منیری ) (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). معرب
بتلغتنامه دهخدابت . [ ب َت ت ] (اِخ ) نام دهی است در عراق نزدیک راذان . (ناظم الاطباء). و از آن است احمد کاتب بن علی و عثمان فقیه بصری (منتهی الارب ) (آنندراج ). قریه ای شهرما