بهرهمندفرهنگ نامها(تلفظ: bahremand) (بهره + مند (پسوند دارندگی)) ، آن که یا آنچه بهره میبرد ، برخوردار ، کامیاب .
بهرهمندفرهنگ مترادف و متضادبرخوردار، بهرهور، رستیخوار، کامیاب، متمتع، محتظی، محظوظ، مستفید، مستفیض، منتفع ≠ بیبهره، محروم
بهرهمندی از مراقبتهای سلامتhealth care utilizationواژههای مصوب فرهنگستاناستفاده از الگوهای خدمات مراقبت سلامت و میزان برخورداری از آنها برای رفع نیاز
میزان بهرهمندیutilization rateواژههای مصوب فرهنگستانمیزان افراد برخوردار از هر برنامۀ سلامت در مقایسه با کل افراد مشمول آن برنامه در یک دورۀ زمانی خاص