بهرجلغتنامه دهخدابهرج . [ ب َ رَ ] (معرب ، ص ، اِ) باطل و کذب . (آنندراج ). باطل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || هر چیز باطل و زبون و بد. (غیاث ) (آنندراج ). || ردی از هر چی
بهرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بخش، بهره، حصه، حظ، سهم، قسمت، نصیب ۲. برای، بهجهت، بهخاطر، بهمنظور ۳. پاره، جزء
بهرواژهنامه آزاد(بندری) بِهر یا بِحر به معنی بگذار، قرار بده؛ مترادف بِهِل، از مصدر هلیدن. نصىیب، بهره.