بهیجلغتنامه دهخدابهیج . [ ب َ ] (ع ص ) شادمان . (منتهی الارب ) (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خوب و نیکو. قال اﷲتعالی : من کل زوج بهیج . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظ
بهیفرهنگ مترادف و متضاد۱. نیکی، خوبی ۲. نیکبختی، کامروایی، سعادت ≠ شقاوت، شوربختی، بدبختی ۳. صحت، سلامت، تندرستی ۴. بهبود، شفا، عافیت ۵. بهروزی، خیر ۶. آبی